به گزارش شهرآرانیوز؛ زهرا سادات راد، عکاس مطبوعاتی که در جریان حملات آمریکا و اسرائیل به ایران از مناطق تخریبشده و عملیاتهای آواربرداری عکسبرداری میکرد، توضیح میدهد که در این مدت، بهطور مستقیم به دلیل زن بودن از عکاسی منع نشده و در اغلب موقعیتها با ارائه کارت خبرنگاری و گفتوگو توانسته وارد صحنهها شود. او میگوید چالشها بیشتر به ماهیت برخی فضاها و شرایط خاص برمیگشت تا موضوع جنسیت.
او میگوید: «در تجربه شخصی من هیچوقت اینطور نبوده که صرفاً بهخاطر اینکه خانم هستم، بگویند اجازه عکاسی ندارم. در برخی از موارد برای حضور در صحنههایی که بهتازگی در آنها انفجار رخ داده بود، با محدودیت حضور در صحنه مواجه میشدیم که آن هم در اغلب موارد با صحبت کردن، تعامل و ارائه کارت خبرنگاری حل میشد و اجازه ورود و عکاسی میدادند.»
راد معتقد است که عکاسی ارتباطی با جنسیت ندارد، اما در عین حال توضیح میدهد که در جریان جنگ اخیر در برخی مواقع، شرایط متفاوت بوده است: «به عنوان مثال من به عنوان یک عکاس خانم نمیتوانستم در هر ساعتی از شب، بلافاصله بعد از اصابت موشک در صحنه انفجار حضور پیدا کنم یا ساعتهای متعددی شبها در خیابان حضور داشته باشم.»
او البته یادآور میشود که در برخی از موارد هنگام ورود به صحنههای انفجار با واکنش متعجبانه برخی از افراد مواجه شده است که یک عکاس خانم در آن موقعیت حضور پیدا کرده است.
راد، اما در ادامه به تجربه یکی از همکاران خود اشاره میکند که در یکی از صحنههای انفجار در مرکز شهر تهران حاضر شده، اما به او گفته شده است که عکاسان خانم اجازه حضور در صحنه را ندارند.
این عکاس همچنین درباره مواجهه شخصیاش با صحنههای تلخ جنگ توضیح میدهد که تلاش میکند در لحظه کار، احساسات خود را کنترل کند، اما در برخی موقعیتها این امکان وجود ندارد؛ هرچند که هیچگاه دست از عکاسی برنداشته است. او به تجربههایی در فضاهایی مانند بهشت زهرا و صحنههای سوگ بازماندگان اشاره میکند که در آنها همزمان با عکاسی، تحت تأثیر شدید احساسی قرار گرفته است.
او یکی از صحنههای ثبتشده را مربوط به انتقال پیکرها از زیر آوار توصیف میکند؛ جایی که بخشهایی از اجساد بهطور ناقص بیرون آورده میشد و در کاور قرار میگرفت. به گفته او، در یکی از این لحظات، یکی از بستگان کاور را در آغوش گرفته بود و صحنهای شکل گرفته بود که شدت فقدان و درد را بهوضوح نشان میداد.
این عکاس میگوید در چنین لحظاتی، حتی هنگام کار حرفهای نیز امکان فاصله گرفتن کامل از احساسات وجود ندارد و در برخی صحنهها خود او نیز تحت تأثیر قرار گرفته و گریه کرده است. او به تجربه مشابهی در حادثه ۱۳ آبان اشاره میکند که در آن نیز برای بیرون کشیدن پیکر از زیر آوار، مدت زیادی در انتظار بودهاند.
راد با تأکید بر اینکه چنین صحنههایی محدود به ایران نیست، به تصاویر جنگ غزه نیز اشاره میکند و معتقد است این نوع خشونتها باید ثبت و دیده شوند تا ابعاد واقعی جنگ برای مخاطبان قابل درک باشد.
او در ادامه نقش عکاس را در ثبت حافظه تاریخی مهم میداند و تأکید میکند که اگر این تصاویر منتشر نشوند، بخشی از واقعیت جنگ از دیده شدن حذف میشود. به گفته او، این عکسها بخشی از حافظه جمعی هستند و نباید صرفاً در آرشیو باقی بمانند.
این عکاس همچنین با اشاره به تصاویر بهجامانده از جنگ ایران و عراق، میگوید با وجود اینکه این جنگ را تجربه نکرده است، اما از طریق تصاویر آن را شناخته و معتقد است که ثبت بصری جنگ نقش مهمی در درک تاریخی خشونت دارد. او در پایان تأکید میکند که وظیفه عکاس، ثبت و روایت واقعیت است، حتی اگر این واقعیت تلخ و سنگین باشد.
منبع: ایسنا